بررسی گزینه‌های نظامی آمریکا در

جزیره خارک و تنگه هرمز

 

 

 

 

 

گزارش تحلیلی موسسه هادسون (Hudson Institute)

نویسنده: جان کاساپ‌اوغلو (Can Kasapoglu) |

تاریخ انتشار: آوریل ۲۰۲۴

ترجمه

 مرکز تحقیقات راهبردی خیزش

 

 

 مقدمه

با پهلوگیری و استقرار نیروهای آمریکایی ناوگروه «یو‌اس‌اس تریپولی» (USS Tripoli) در خاورمیانه، جان کاساپ‌اوغلو، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون، در گزارشی جامع به واکاوی سناریوها و گزینه‌های نظامی واشنگتن برای هدف قرار دادن شریان حیاتی اقتصاد ایران — جزیره خارک — در صورت بروز یک درگیری تمام‌عیار پرداخته است.

 

 ۱. چشم‌انداز ژئوپلیتیک؛ شبکه درهم‌تنیده‌ی جزایر ایران

جزیره خارک، واقع در ۱۶ مایلی سواحل ایران، نه تنها قلب تپنده‌ی صادرات نفت این کشور است، بلکه عنصری کلیدی در دکترین دفاع دریایی ایران در خلیج فارس به شمار می‌رود. تسلط جغرافیایی این جزیره بر تنگه هرمز به گونه‌ای است که هرگونه اقدام نظامی علیه آن، مستلزم درگیری با شبکه به‌هم‌پیوسته‌ای از جزایر استراتژیک ایران (از جمله ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) خواهد بود.

 

 

 

 ۲. آرایش نیروها و توانمندی‌های هوایی-دریایی ایالات متحده

بسیج نظامی واشنگتن در منطقه با استقرار ناو تریپولی و یگان پانزدهم تفنگداران دریایی آمریکا (15th MEU) همراه شده است؛ یگانی که مختص واکنش سریع و مدیریت بحران‌های ناگهانی طراحی شده است.

نقطه قوت این آرایش، حضور جنگنده‌های پنهان‌کار نسل پنجم F-35B Lightning II است. قابلیت برخاست کوتاه و نشست عمودی (STOVL) این جنگنده‌ها، آن‌ها را به گزینه‌ای ایده‌آل برای عملیات در جغرافیای محدود و پرتنش خلیج فارس تبدیل کرده است. در این ماموریت، ناوهای پشتیبانی نظیر USS Boxer و USS Lewis B. Puller نیز نقش لجستیکی و عملیاتی حیاتی ایفا می‌کنند.

 

 ۳. برآورد تهدیدات؛ دکترین نامتقارن دریایی ایران

بر اساس ارزیابی‌های ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، توانمندی‌های دریایی ایران تهدیدی جدی و چندوجهی برای نیروهای فرامنطقه‌ای محسوب می‌شود:

  زرادخانه موشکی قدرتمند: ایران تاریخچه‌ای موفق در استفاده از موشک‌های ضدکشتی دارد (نظیر انهدام ناو اسرائیلی هانیت در سال ۲۰۰۶). امروزه، زرادخانه موشک‌های بالستیک ضدکشتی (ASBM) و کروزهای ضدکشتی (ASCM) ایران قادرند زنجیره تامین و ناوبری را فلج کنند.

  موشک‌های کروز رادارگریز: سامانه‌های موشکی ایران، به‌ویژه نسخه‌های توسعه‌یافته بر اساس مدل چینی C802، با برخورداری از سطح مقطع راداری (RCS) پایین و قابلیت پرواز در ارتفاع بسیار کم (Sea-skimming)، چالش بزرگی برای شبکه‌های راداری ناوگان آمریکا ایجاد می‌کنند.

  ناوهای هواپیمابر غرق‌نشده: جزایر ابوموسی و تنب عملاً به پایگاه‌های تسخیرناپذیری برای استقرار لانچرهای موشکی تبدیل شده‌اند و استراتژی «منع دسترسی/انکار منطقه» (A2/AD) را به شدت تقویت می‌کنند.

 

 ۴. جنگ‌افزارهای نوین؛ پهپادها و شناورهای انتحاری

حمله به نفتکش M/T Zografu در ژانویه ۲۰۲۴، کارایی تاکتیک‌های نوین ایران را اثبات کرد. توسعه و به‌کارگیری شناورهای سطحی بدون سرنشین (USV) با قابلیت انتحاری و مهمات پرسه‌زن (Loitering Munitions)، رهگیری و خنثی‌سازی تهدیدات را برای سامانه‌های دفاعی متداول بسیار دشوار ساخته است.

 

 ۵. سناریوهای تهاجم هوایی و چالش‌های پدافندی

در صورت صدور فرمان عملیات، هواگردهای MV-22 Osprey محتمل‌ترین گزینه برای هلی‌برن سریع نیروهای ویژه به جزیره خارک و از کار انداختن زیرساخت‌های نفتی خواهند بود. با این حال، نیروهای آمریکایی با دیواری از چالش‌ها روبه‌رو هستند:

  چتر پدافندی چندلایه: ایران علاوه بر سامانه‌های دوش‌پرتاب (MANPADS)، از سیستم‌های راداری غیرفعال (پسیو) نظیر رادار «Vera» بهره می‌برد که توانایی کشف و رهگیری جنگنده‌های پنهان‌کار را داراست.

  مقاومت نیروی دریایی سپاه (ندسا): تکاوران دریایی سپاه پاسداران با اتکا به موشک‌های هدایت‌شونده ضدزره (ATGM) و جنگ‌افزارهای نامتقارن، از تثبیت موقعیت نیروهای مهاجم در جزیره جلوگیری خواهند کرد.

 

 ۶. پایداری زیر آتش و تبعات ژئواکونومیک

حتی در صورت موفقیت اولیه نیروهای آمریکایی در تخریب فیزیکی تاسیسات، کار تمام نخواهد شد:

  تداوم عملیات زیر آتش: ایران قادر است با شلیک مداوم موشک‌های بالستیک تاکتیکی نظیر «فاتح ۱۱۰» و «ذوالفقار»، جزیره خارک را زیر آتشبار مستمر نگه داشته و هرگونه تلاش برای بازسازی و بازگرداندن آن به چرخه تولید را خنثی کند.

شوک به بازارهای جهانی انرژی: خروج خارک از معادلات انرژی، جهش ناگهانی و ویرانگر قیمت جهانی نفت را در پی خواهد داشت. افزون بر این، محتمل‌ترین واکنش تهران، مسدودسازی کامل تنگه هرمز خواهد بود که امنیت انرژی جهان را به بحرانی بی‌سابقه می‌کشاند.

 

 

نتیجه‌گیری راهبردی

طراحی و اجرای عملیات نظامی علیه جزیره خارک، قماری به شدت پیچیده و پرمخاطره است. مواجهه با لایه‌های متراکم و ترکیبیِ دفاعی ایران، نیازمند آمادگی برای ورود به یک جنگ منطقه‌ایِ فرسایشی است؛ جنگی که نه تنها هزینه‌های نظامی هنگفتی دارد، بلکه تبعات اقتصادی آن برای ساختار نظام بین‌الملل غیرقابل تحمل خواهد بود.